امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

روزانه هاي ما

1392/4/10 13:44
نویسنده : مامان ستاره
1,063 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسريهاااااا اميدوارم كه سلامت باشين كه بيشترين آرزوي من براي شما دو برادر فقط و فقط سلامتيتون و خوشبختيتونه .اين چند روزه با بزرگتر شدن ارميا منم فعالتر شدم و ميبرمتون گردش كه ارميا يه وقتايي نق و نوقي ميكنه خسته ميشه يا هم اينكه بايد بغل باشه كه بچه ام بغلي شد و رفت .پارك رفتن كه كار هر روز ما شده هر كسي هر از گاهي هم بياد ما رو ببينه دوزاريش ميوفته كه ما كلا بخاطر اين اميرحسين شيطون بايد هر روز رو بريم .اما با بزرگتر شدن شما كار من داره زياد ميشه و چندين برابر سخت تــــــــــر بدليل اينكه سيامك عزيزم نيست و هر وقت هم مياد بيچاره كم نميزاره اما به هر حال كمبــــــــــودش شديدا احساس ميشه اما تقدير اينه وقتي كارش تهران نيست ما بايد با اين شرايط خودمون رو بيشتر وفق بديم .از تو بگم اميرحسين كه خيلي انرژي داري همون جور كه توي پستهاي قبل هم بارها گفتم انرژيت زياده اينو ميگم يه وقت وقتي بزرگ شدي و اين وبلاگ در اين دنياي مجازي موجود بود و خودت هم ايشالا بچه دار شي و بچه ات شيطون بود پيش خودت نگي اين به كي رفته نیشخند به راحتي تشخيص بدي به باباش رفته نیشخندنميدونم براي اينكه حرف گوش كن شي و دست از نافرماني برداري چيكار كنم ديگه چه راههايي پيش بگيرمممممممم 4 جلسه مشاور كه رفتيم كارهايي رو كه گفته داريم انجام ميديم يه وقتايي هم بيخيال ميشم از بس اذيتم ميكني من دارم از خودمـــــــــــــ برات مايه ميزارم به خودم اصلا فكر نميكنم كارم شده رسيدگي به تو و ارميا .البته ارميا كه فعلا كوچولوهه تمام حواسمون فقط به توهه اما تو كمك نميكني گوش نميكني برات حرفهاي تكراري من عادي شده از بس باهات سر هر مسئله ايي صحبت ميكنم خسته شدمممم .شيطونيهات رو كاري ندارم اونا رو ميگم عاديه مخصوصا كه تو پسري اما اينكه سه سال گذاشتم مهد هيچي ياد نگرفتي زبان و فرانسه رو نميگما ياد نگرفتي نقاشي بكشي منم فك ميكردم اين نقاشيها كارهاي خودته .اذيت ميشم كه فرستادمت مدرسه سعادت آباد به اصطلاح درجه يك اونم سه سال متوالي الان ميبينم هيچ به هيچ تازه دارم تو خونه باهات كار ميكنم تا نقاشي بكشي و خلاقيت كار ميكنيم كلاس هم گذاشتمت و يه مسئله خيلي بزرگ كه داري اينه كه همه چي رو به بازي گرفتي و بايد باهات دعوا كنم تا كارهات رو انجام بدي اينم شانس منه ديگه .

خوب ديگه بگذريم

 

در راه رفتن به مقصد هميشگيمون پاركـــــــــــــــــــ

در خونه مادر شوهر گرامي

***********************************************************

حالا عكسهاي ديشب رفتيم فست فود با عمه 

 

 

 

 

 

حالا ارميا كه پسرم اينقدر مهربون و صبوره تا داداش اميرحسين بره راحت بازي كنه براي خودش اما امروز خسته بودي اول اينكه قرار بود امروز بموني پيش عمه تا من اميرحسين رو ببرم موسسه موسيقي كه يهو عمو حميد اومد خونمون و گفت كه ميخواد با عمه بره خيابون شيراز كاشي ببينن و نميتونه. برنامه بهم خورد در دقايق آخر تو رو حاضر كردم و گذاشتمت تو كرير و رفتيم موسسه پارس كه يادم رفت دوربين ببرم از بس عجله ايي شد . تو ماشين خوابت برد اما چون ميخواستم اميرحسين رو ببرم سر كلاس بيدار شدي و از ساعت 12.30 تا ساعت 1.30  پيشم بودي و عمه و عمو حميد كارشون تموم شد اومدن تو رو بردن خونه.عصر كه شد اميرحسين گفت بريم پارك و از همون اولش حالتت خوب نبود و نق ميزدي و تو كالسكه نمينشستي و حتي تو پارك كلا بغلم بودي با كلي اصرار اميرحسين راضي شد و از پارك كه اومديم بيرون بعد رفتم شهروند نون باگت بخرم اونجا يه ذرت فروشي بود اميرحسين پاشو كرد تو يه كفششششش ذرت ميخوام ermia تو هم بد جور گريه كردي از يه چيزي ناراحت بودي و اذيت ميشدي فك كنم دندونت داره اذيتت ميكنه، كلافه شدي. حالا من هرچي به اميرحسين توضيح ميدمممم داره گريه ميكنه بزار يه روز ديگه مگه قانع ميشد كو گوش شنوااااااا .بالاخره اميرحسين ذرتشو گرفت و راهي شديم الانم دارم از خسته گي ميميرم كار خونه، غذا، اميرحسين رو ببر و بيار .به قول يكي از دوستام بشور بساب بپز چقد سخته مادر شدن

يه چندتا عكسهاي ermia كه از خش خش نايلون خوشش مياد

 

 

 

در آخر يه عكس از من و ارميا كه اميرحسين بدون اينكه من متوجه بشم ازمون انداخته

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

مامان آرینا مو فرفری
6 تیر 92 23:42
سلام دوست عزیز آرینا در جشنواره تابستانه نی نی وبلاگ شرکت کرده خوشحال می شم به دخترم رای بدین. فقط کافیه کد 143 را به شماره 20008080200 پیامک کنید. هر فردی که شماره همراه در اختیار دارد مجاز به شرکت در رای گیری است.(دوستان، آشنایان، خانواده، فامیل) هر شماره موبایل تنها یکبار مجاز به ارسال پیامک است.در غیراینصورت رای محسوب نمی شود مرسی از همراهی شما. ---$$$$$$$$__$$__$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(*)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ ______$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ ________$$$(¯`(*)´¯)$$ ___________$(_.^._)$ ____________$$$$$$
مامان فرشته
7 تیر 92 0:17
سلام عزیزممم
آفرین به امیرحسین چه عکس خوشگلی از مامان و ارمیا جون گرفته نگران نباش این روزا هم دورانی داره و تموم میشه ولی خیلی سخته اما انشاالله موفقیتاش رو ببینم نمیخواد ببریش پیش مشاور خوب میشه شما تجربت خیلی بیشتر از منه اما من به این نتیجه رسیدم رو هر چیزی حساس بشی بدتر میشه


مرسي عزيزم چشات خوشگل ميبينه .باور كن هر لحظه به لحظه ايي كه اين بچه ها بزرگ ميشن تجربيات جديدتري بدست مياريم و متفاوت .خدا كنه درست شه
الی مامی آراد
7 تیر 92 1:10
وااای این دو تا چقدر دوست داشتنین وقتی با هم هستند چه همبازی خوبی برای همند


خوبه اما گهگاهي هم اميرحسين حساب ارميا رو ميرسه
مريم مامان اميررضا
7 تیر 92 15:00
١- اي پسر شيطون ماماني فكر كنم اين كارا خيلي هم غير عادي نيست اينقدر خودت رة اذيت نكن
٢- خيلي دلم مي خواد يه روز ما هم همراه شما بيايم پارك و بچه ها با هم شيطوني كنن . باور كن خيلي گرفتارم عزيز اما سعي ميكنم حتما ببينمتون
٣- مامان مهربون ديگه دست ارميا يا حتا امير حسين كيسه نده ، خواهش ميكنم، كيسه بسيار خطر ناكه ، به آني راه تنفس بچه رو ميبنده. حتا اگر خودت مواظبشي باز اين خطر هست كه با يه نفس عميق بچه ، كيسه مجاري تنفسيش رو ببنده و زبونم لال ممكنه كاري از دستت بر نياد، يه سرچ تو اينترنت بكن ببين بازي بچه با كيسه چقدر خطر داره، قربون ارمياي عزيزم كه خدا انشاالله هميشه حافظش هست


باور كن مريم فك كنم براي من از همه بدتر باشه .اوكي مرسي از هشدارت اين سفره يكبار مصرفه ميخواستيم ناهار بخوريم ارميا قاپيدش جالب بود خيلي حواسم بود و فقط ازش عكس گرفتم و سريع از دستش درآوردم بازم مرسي از توجهت.مريمممممم پس بهم خبر بده يه روز بچه ها رو ببريم پارك پرواز فك كنم اميرحسين ما با اميررضاي شما خوب با هم قاطي شن شايد دوستاي خوبي براي هم شدن منتظرتماااااااا
maman shami
8 تیر 92 10:38
vaghean kheili sakhte ke bishatare vaghta bayad bedoone aghat az bacheha moraghenat koni . to ye mamane nemoonei maman setare. ma ham az daste iliya gereftarim onam har rooz bayad bere park vagarne joonemono be labemun miresoone . inam 2ta buse khoshgel vase gol pesara


آره وقتي نيستش خودم همه كارها رو انجام ميدم.نه بابا خجالتمون نده ما كجا نمونه كجااااااا.بچه ها خيلي متفاوتن با گذشته ما
مامان ارمیا و ایلمان
8 تیر 92 12:01
جیگرشونو خاله بخوره. دوستم وقتی ارمیا گلی با کیسه نایلونی بازی می کنه مراقب باش. خطرناکه.
هر دوشون رو هزارتا ماچ کن.


مرسي از توجهت .نه نميزارم بازي كنه اين سفره يكبار مصرفه خواستيم ناهار بخوريم قاپيدش و شروع كرد بازي كردن فقط از اين حركاتش عكس گرفتم و گرنه به هيچ وجه نميزارم متوجه خطرناك بودنش هستم
مامان مانلی
8 تیر 92 18:51
خدا براتون ببخشه دوست جونی عزیزم اگر منو دوست داری به 241 کد من رآی بده ممنون میشم البته کد پسر خالمم 105 هست اگر اونم دوست داری به دوتاییمون رآی بده مرسی دوست خوبم البته اگر خواستید به دوتاییمون رآی بدین توی یک اس ام اس کد هردوتاییمون را با فاصله کنار هم بزنید و به 20008080200 ارسال کنید دوست نازم شما فقط یک بار میتونید باهر خط رآی بدید اگر دوستم دارید بهم رآی بدید و برام رآی جمع کنید دوستتون دارم
مامان مانلی
8 تیر 92 19:23
سلام سلام اینو بخونید:
البته من ننوشتما یکی برام فرستاده
ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس
http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید.
خوب وقتی دیدیش یادت نره به ما بگی موفق شدی منتظرما.........ا


چ جالب باشه ميرم خبرت ميكنم
ღ مونا مامان امیرسام ღ
9 تیر 92 8:38
سلام دوست خوبم.ممکنه به این ادرس برید و به امیرسام خرمی امتیاز 5 رو بدید ممنون میشم.اگر قبلا به کس دیگه ای رای دادید بازهم میتونید رای بدید.تا 8 مرداد هم وقت دارید.ممنون گلم.

soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=7


اوكي حتما
نسترن(مامان نیروانا)
9 تیر 92 9:13
وای الهی که چقدر ملوسن این دو تا فرشته و البته بزرگ مردان کوچک خونتون ستاره عزیزم...خیلی بامزه بود بازی ارمیا جون با پلاستیک.خصوصی دارین


مرسي عزيزم
الی مامی آراد
9 تیر 92 15:36
سلام عزیزم آراد جون هم توی مسابقه نی نی شکمو با کد290 شرکت کرده ممنون میشم بهش رای با موبایلتون شماره 290 رو به این شماره 20008080200 ارسال کنین
مامان ریحان
9 تیر 92 19:18
سلام

نوم خدا ای جونه دلوم سی ایی همه انرژی خدا قوت خاله جونی

قوربونت برم ارمیا اگه پیشوم بیدی می چلوندومت و مثه بامبوقی پقت می گرفتوم

فست فوت خورونم نوش جونتون

چقد لباسی که ارمیا پوشیده (عکس کالسکه ) خوشگله رنگش خیلی نازن خیلی بهش م یاد ایی رنگی



مرسي




نیره
11 تیر 92 10:05
ستاره جان خوبی آره می دونم کم پیدام ولی کاملا دپرسم
اره خیلی سخته شوهر ادم نباشه خیلی درکت می کنم تنهایی هم کار ی پیش نمی ره هر چند عادت کردی باز سخته
وای خیلی خطرناکه پلاستیک دادی دست بچه مواطب باش


چرااا عزيزم دپرس؟ خيلي سخته بعد ميگن مردا كار ميكنن زنا تو خونه خوش ميگذرونن بخداااااا.مرسي از هشدارت فقط همون يبار رو دادمممم
گيتا مامان غزل و شنتيا
12 تیر 92 2:35
سلام دوست عزيز

موفق و سلامت باشين وبراي شما مامان دست تنها آرزوي شادكامي ميكنم.

فرزند دوم من هم بهمن ٩١ بدنيا آمده ودخار بزرگم متولد ٨٥. دركت ميكنم وبا همه احترامي كه براي نظرت قايلم ، فكر ميكنم كه نقاشي يادگرفتني نيست بيشتر استعداد ميخواد. البته ناگفته نمونه كه پي مدرسه سعادت آباد به تنم خورده. دختر من هم كل يك سال تحصيلي از زبان فرانسه يه بونژو ميگفت ! اگه هنوز در منطقه سعادت آباد هستين كارگاهاي خلاقيت مهد نمو رو امتحان كن. به زحمتش مي ارزه. راستي كلاس نقاشي اش خوبه




مرسي .واااااااا چرا ياد گرفتني نيست مگه ميشه نقاشي رو بدون تمرين انجام داد اينم بچه ايي كه كوچولوهه وهيچي بلد نيست!!!گيتا جون توي مهد اصلا بهش ياد نداده بودن بچه رو تحويل ميگرفتن فقط نگهداري ميكردن باز خوبه خودتون پي اش به تنتون ماليده شده متوجه هستين.حيفم شد اينهمه اونجا پول دادم ميبردمش يه مهد ديگه تو منطقه خودمون كم كاري من بود. من الان دارم توخونه باهاش كار ميكنم كلي پيشرفت كرده بچه ام .بله ما هنوز سعادت آباديم نمو تو خوارزمه؟فك كنم ديدمش سمت پارك خوارزم.مرسي از حضورت

خاله ستایش
15 تیر 92 4:12
امیر حسین غذای خوبی بودارمیا فدات بشم دوست داری با پلاستیک بازی کنی برای هر دو تون